حکایت شمارهٔ ۱۲

 
سعدی
 

 یکی را از علما پرسیدند که یکی با ماه روییست در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و        شهوت غالب چنان که عرب گوید التّمرُ یانعٌ وَ الناطورُ غیرُ مانع(خرما رسیده است و نگهبان مانع نمیشود) هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری ازو به سلامت بماند؟ گفت اگر از مه رویان به سلامت بماند از بدگویان نماند.

شاید پس کار خویشتن بنشستن

لیکن نتوان زبان مردم بستن